خط داستانی
بلکی ساندرز و شریک جوانش سندی به ایندیان اسپرینگز می رسند، جایی که بلکی با دوست قدیمی اش جیم ملاقات می کند که زمانی در سمت نادرست قانون با هم سوار بودند. جیم حالا کشیش است اما بلکی هنوز شهرت یک قاتل را دارد. وقتی مردم شهر تصمیم می گیرند بلکی نگهبان مناسبی برای پسر نیست، جیم بلکی را قانع می کند که پسر را با او بگذارد. اما درست بعد از اینکه بلکی شهر را ترک می کند، دفتر اکسپرس مورد سرقت قرار می گیرد و فرض بر این است که بلکی این کار را کرده است.