خط داستانی
پس از اینکه به پدرش کمک کرد تا از قانون فرار کند، جیم کورتس به سمت شمال میرود در حالی که مارشال او را تعقیب میکند. او و دوستش اسنیکر با تغییر لباس با دو بازیگر، از مارشال فرار میکنند. حالا مجبور به اجرای نمایشهای وادویل هستند و جیم مردی را که مسئول مشکلات او و پدرش است در همان سالون پیدا میکند.