خط داستانی
مدج درایر یک فروشنده در یک فروشگاه بزرگ است که گذشته خیابانیاش به او آموخته چگونه با هر وضعیتی کنار بیاید. یک ماجرای کوچک با رئیسش منجر به اخراج او میشود. او شغلی به عنوان رقصنده تاکسی در یک مکان ارزان قیمت پیدا میکند و با یک جوان ثروتمند به نام جف سندفورد آشنا میشود و عاشق او میشود و او نیز عاشق او میشود. جف اکنون با این چالش روبرو است که والدین اجتماعیاش را قانع کند که انتخاب عاقلانهای کرده است.