خط داستانی
زیرا او به مرد ناشناسی عاشق شده است، پرنسس جوان آنتوانت به برلین فرار کرده است قبل از اینکه با یک شاهزاده ازدواج کند. به صورت ناشناس، او برای خانه مد پاپنهایم کار میکند، جایی که فروشنده ایگون فورست به دختر جوان علاقهمند میشود. دایی سختگیر آنتوانت برای آوردن فراری سلطنتی به خانه فرستاده میشود، اما او یک مانکن دیگر را به جای خواهرزادهاش اشتباه میگیرد و بنابراین دختر اشتباهی را به قلعهاش در بادن-بادن میبرد. کل شرکت پاپنهایم، از جمله پرنسس، نیز به بادن-بادن برای یک نمایش مد میروند که به معنای هیجان و سردرگمی بیشتر است.