خط داستانی
قاضی فاستر دخترش را به خاطر ازدواج با یک مرد سیرک از خانه بیرون میکند. او قبل از مرگش دختر بچهاش را نزد پروفسور مکگارگل میگذارد. سالها بعد، سالی به عنوان یک رقاصه با پیتون، پسر یکی از دوستان قاضی فاستر، عاشق میشود. وقتی سالی دستگیر میشود، مکگارگل اصل و نسب واقعی او را ثابت میکند.