خط داستانی
للیا کاهانوویچی، یک زن جوان یهودی از پایتخت، عاشق متی فرونزا، که مسیحی است، میشود، اما والدینش، نیسیم و استر، میخواهند او با همدین خود، امیل هورن، ازدواج کند. ماناسه، پدربزرگ دختر و رهبر معنوی خانواده کاهانوویچی، از فالتیکنی به مراسم عروسی میآید. اما در روز مراسم، دختر به سمت متی فرار میکند. رابطه این دو جوان و آرزوی آنها برای ازدواج به تدریج توسط اعضای خانواده یهودی پذیرفته میشود، به جز ماناسه متعصب که با دیدن شکست تلاشهایش از غم میمیرد.