خط داستانی
معمار پیتر ایبیتسون توسط دوک برجها استخدام میشود تا ساختمانی برای او طراحی کند. ایبیتسون متوجه میشود که دوشس برجها، ماری، عشق دوران کودکیاش است که حالا بزرگ شده است. عشق آنها دوباره زنده میشود، اما پیتر به خاطر یک قتل تصادفی به حبس ابد محکوم میشود. ماری در خواب به او میآید و آنها قادرند عشق خود را در دنیای خواب زندگی کنند.