خط داستانی
محکوم به اخراج از هاوایی، هانگ چین چونگ به هنری درو بیست سال خدمت را برای فرار از مرگ حتمی در چین وعده میدهد. خشم او از تحقیر و ناتوانی در ازدواج به عنوان یک مرد آزاد در طول خدمتش شعلهور است و در پایان آن، او به همراه خانواده درو به سان فرانسیسکو میرسد. همچنین در کشتی، رالف کولیدج حضور دارد که سعی میکند سهم خود از معدن طلا را از درو پس بگیرد و عاشق منشی درو، ماری-ویل تلفیر است. کمی پس از ورودشان، هنری درو به قتل میرسد؛ مظنون به این قتل رالف است، صاحب سلاح قتل، یک خنجر چینی عجیب؛ اما رویدادهای بعدی باعث میشود هانگ چین چونگ به جرم اعتراف کند.