خط داستانی
اگرچه او به طور مخفیانه عاشق وید کلیتون است، لورا شلدون به خواستههای والدینش پاسخ میدهد و با جورج بارینگ ازدواج میکند. به زودی پس از آن، جنگ بین شمال و جنوب آغاز میشود و کلیتون به عنوان کاپیتان هنگ منصوب میشود. درخواستهای لورا بارینگ را وادار به ثبتنام میکند، هرچند که او تمایلی ندارد. در طول نبرد، بارینگ از ترس سعی میکند فرار کند اما توسط یک همرزمانش مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و به حال خود رها میشود. در پایان جنگ، کلیتون به خانه بازمیگردد و میگوید که بارینگ چقدر شجاعانه در نبرد جان باخته است. چند سال بعد، بارینگ که در کوبا پنهان شده بود، بازمیگردد.