خط داستانی
یان کروگا و دخترش متا در یک مزرعه در ترانسوال زندگی میکنند. نزدیکترین همسایه، سر جان مورگان، ۲۰ مایل دورتر زندگی میکند و او تنها در فواصل نادر به آنجا میرود. تادلز، یک فیل کار در مزرعه پدرش، تنها حیوان خانگی اوست و در بخش اول داستان ما میبینیم که او از یک نگهدارنده بیرحم با او دوست میشود. هانس، یک کشاورز بوئر همسایه، برای خواستگاری از متا تماس میگیرد. پدرش به او دستور میدهد که توجهات هانس را بپذیرد. او آموزش دیده است که اطاعت کند و وقتی هانس به او یک هدیه عشق، یک گردنبند بزرگ از مهرهها، میدهد، او به آرامی گونهاش را برای بوسه نامزدی پیش میآورد. پسر برادر سر جان، هیرشال، از انگلستان برای بازدید میآید و سر جان او را برای یک دیدار دوستانه به خانه کروگاها میآورد. قلب متا با دیدن آن جوان خوشتیپ انگلیسی بیدار میشود و او گردنبند هانس را برمیگرداند. اما پدرش به او دستور میدهد که با هانس ازدواج کند یا هرگز به خانهاش بازنگردد.