Storyline
تمامی آرزوهای مکس برای داشتن زندگی آرام به عنوان بزرگتر بودن خواهر کوچکش که تازه به دنیا آمده است با فریادها و غرور از بین میرود. مکس به شدت حسادت میکند اما بهزودی با دوستی جدیدی روبهرو میشود: یوسف لاکپشتی صحبتگو. لاکپشت نسبتاً بداخلاق است اما در نهایت اعتماد مکس را جلب میکند. هر چه مکس به لاکپشت نزدیکتر میشود، رابطه او با والدینش بدتر میشود تا اینکه راهی جز فرار از خانه برای مکس باقی نمیماند.