Storyline
جی شانکار فرزندش را از ترس نسبت به خویشاوند حریص تسلیم می فرستد. هنگامی که ویجای بازمی گردد، ثالایواسال او را مأمور کشتن پسر جی شانکار می کند، بی آن که هویت واقعی او را بداند
جی شانکار فرزندش را از ترس نسبت به خویشاوند حریص تسلیم می فرستد. هنگامی که ویجای بازمی گردد، ثالایواسال او را مأمور کشتن پسر جی شانکار می کند، بی آن که هویت واقعی او را بداند