فداکاری
در گشت و گذار ناامیدی مطلق، انیا قصد میکند از روی پل خود را بیندازد. در همان لحظه، هنری با ماشین از کنار میگذرد. فکر میکند او فاحشه است و او را به خانهاش دعوت میکند. انیا وانمود میکند همان چیزی است که هنری در ابتدا فکر میکرد. او از توضیح دادن دلایل به ظاهر اقدامش امتناع میکند. دو نفر بازیهای عجیبی آغاز میکنند، وارد رابطهای جنسی غیرمعمول میشوند که منجر به تلاش انیا برای فرار از آپارتمان میشود، اما هنری او را میگیرد. به اجبار هنری، انیا درباره لیلی که مورد تجاوز قرار گرفته و سپس به قتل رسیده است، به او میگوید و این تصور را به هنری میدهد که لیلی و انیا یک نفر هستند. آنها بازیهای ذهنی بیشتری میکنند، با هم آمیخته میشوند و پس از رفتوآمدهای متعدد برای خروج از خانه، بالاخره هنری او را آزاد میکند. او میرود، اما به زودی بازمیگردد. و با انتقام، سریالی از رویدادهای عجیب را به وجود میآورد که مسیر زندگی هر دو را تغییر میدهد.