خط داستانی
کنستانت ویگمن، پسری چهارساله که توسط مادربزرگش Carry Tefsen در زهِدِیک، آمستردام بزرگ شده، صاحب کافه و هتلی به نام «بته قرمز» است. کنستانت رویاپرداز از جهان مستها، قماربازان و جنگندگان فرار میکند و به نوشتن اشعار میپردازد تا به کنترل کافه توسط مادربزرگش دست یابد. سپس کنستانت به طور مخفی در یک مسابقه ملی نویسندگی شعر ثبتنام میکند و نمادی از یک وندِل جدید زاده میشود!