عدم حضور
Absence
شخصیت اصلی با خلا وجود فردی مهم روبهرو میشود و درمییابد که درد محو نمیشود بلکه به چیزی تبدیل میشود که باید بیاموزد با آن زندگی کند. معلق بین رویا و واقعیت، او سنگینیِ حضوری نامرئی اما شدید و محسوس را حس میکند.