خط داستانی
وقتی میشائل دلزده به برلین می رسد تا کلیدهای خود را به گابی برگرداند تا دوباره او را ببیند، آپارتمانش را خالی می بیند به جز دو لوله کش که در حال تعمیر گرمای مرکزی هستند پس از مدتی دستیار لوله کش به او خبر می دهد گابی بیرون رفته است اما به زودی برمی گردد ناگهان استاد کار به طرز غیرعادی به یک دیوانه تبدیل می شود میشائل و هارپر در کنار هم لوله کش دیوانه را از آپارتمان بیرون می اندازند و در داخل مجموعه ای که زیر آتش حمله جمعیتی انسان نما قرار گرفته اند پناه می برند آن ها در مدت کوتاهی در یک ساختمان تحت محاصره از سوی افراد دیوانه مانند گرفتار می شوند که به نظر می رسد از گوشت انسان گرسنه هستند.