پاندو
پندُو و ماهدو دو با شوخیهای کوتاه هستند در روستای کوچکی در مهاراشترا که نگاه سیاستمدار قدرتمندی به نام باباساهب پاتهره را به خود جلب میکنند، سیاستمداری که همیشه هدف احزاب رقیب بوده است. باباساهب از اجراهای پندُو و ماهدو الهام میگیرد زیرا آنها برای یافتن شغلی تقلا میکنند؛ او به آنها شغلی در نیروی پلیس بمبای میدهد در حالی که نقش آنها را به عنوان پلیس در نمایش کمدی بازی میکنند. هر دو دوره آموزشی خود را با موفقیت طی میکنند و به نیروهای پلیس به عنوان پندو_HEADER و ماهدو_HEADER میپیوندند، جایی که ماهدو به عنوان یک افسر فاسد با رشوه از مردم پول میگیرد. اما پندو یک افسر صادق است و پس از دستگیری متوالی جنایتکاران شهرت پیدا میکند. پندو با شریفه کِیلیوالی آشنا میشود؛ زن زیبایی که با خانواده و باباساهب blessings از آنان ازدواج میکنند. اما به نظر نمیرسد اوضاع همانطور باشد که به نظر میرسد؛ هر اتفاقی که در زندگی پندو میافتد از قبل توسط کسی برنامهریزی شده است که میخواهد باباساهب را با تبدیل پندو به هدف تحملی از صحنه بردارد چون او دستیار اعتماد شده اوست.