خط داستانی
رابین هشت ساله است که مادرش سابینه دوباره باردار میشود. چون سابینه از بچه، دوست پسر جدیدش و بارداریاش overwhelmed است، رابین باید به سرپرستی برود. وقتی سه ماه بعد به خانه برمیگردد، وضعیت به هیچ وجه بهبود نیافته است. دوست پسر جدید مادرش مشروب مینوشد، خواهر کوچکش جیغ میزند و بزرگترها مدام در حال بحث هستند. سپس زن اداره رفاه جوانان در درب ظاهر میشود، رابین تنها در خانه است و خواهرش شروع به گریه میکند...