خط داستانی
شوم، جغد کوچکی که همزمان با طوفانی که مرداب اطراف درختش را به هم میریزد از تخم بیرون میآید. این جوجه تازهپا بلافاصله پس از سقوط از آشیانه، بهسوی جنگل حرّا به راه میافتد و در این میان تخم دیگری از آشیانه را نیز به همراه خود میغلتاند. او مصمم است که حتی اگر مادرش یک تمساح یا راکون باشد، در هر شرایط سخت و غیرممکن، مادرش را پیدا کند.