خط داستانی
لئو مربی رقصی است که قلب تمامی شاگردان را به دست میآورد. روزی رئیسش از رفتار او ناراضی است و تصمیم میگیرد به لئو درسی بدهد و او را اخراج کند. پس از از دست دادن کار و ناتوانی در پرداخت بدهیها، تنها فرصتٔ او تدریس در مدرسهٔ رقصی است که تنها زنان مسنتر را برای تدریس انتخاب میکند. ناامید، لئو از دوستی و هنرنمایی یک بازیگر آرایشگر کمک میگیرد تا با نقش «لئونوره» به آن مدرسه برود تا شغلی بیابد. در آنجا با سانترا، مادری مجرد و دلسوز که عاشق مارکو، مربی خوشچهره است، آشنا میشود. با درک اینکه سانترا چگونه رقص خوبی انجام میدهد، لئو تصمیم میگیرد در رقابت با او شریک شود و در نهایت عشق واقعیای که برای او دارد را درک کند.