خط داستانی
داستان در پسزمینه دانشگاهی اتفاق میافتد که با دو گروه به رهبرى پرتیوی و شاشانک تقسیم شده است. گرچه میان این دو گروه هیچ نیّت بدی نیست، اما هیچکدام نمیتوانند در هر موضوعی با دیگری همنگری داشته باشند. تنها وجه اشتراک آنها علاقهٔ عمیق به راگبی است. هرگاه مشکلی بین آنها بروز میکند، معمولاً با نبردی تلخ در میدان راگبی پایان مییابد. رویدادها به این سمت میرود که زمین دانشگاه در اختیار پدرِ محلیِ به نام بیخشو یاداو قرار میگیرد. این دلیلِ کافی برای این دو گروه میشود تا هویت مشترکی بیابند و برای زمین بجنگند. پرتیوی و شاشانک دشمنی را کنار میگذارند و زمین را دوباره به دست میآورند. این برای پدرِ محلی تلخ است و او دانشجویان را به مسابقهای راگبی با گروه خودشان دعوت میکند.