خط داستانی
فیلم کمدی سیاه که روی دو کارگر فیلمی به نام رافی دستیار صحنه و دیدو پسر کارگر کار گیری تمرکز دارد. هر دو رویا دارند که روزی فیلم های خود را کارگردانی کنند. زندگی شان به عنوان افراد تولیدی کوچک مسیری متفاوت پیدا می کند وقتی با افراد واحد ون که سوار بودند مواجه می شوند. همکارانشان کشته می شوند و آنها ناچار می شوند ون واحد را به دلیل ترس برانند تا بنزین تمام شود. ون دارای تجهیزات تولید فیلم مانند دوربین ها، چراغ ها و نگاتیوهای فیلم است. آنها به محله ای خلوت و دورافتاده می رسند که فناوری مدرن هنوز به آنجا نرسیده و به همین دلیل مردم محلی از صنعت سینما اطلاعی ندارند.