خط داستانی
الینگ همه عمر با مادرش زندگی کرده است. مادر او فردی عملی است و الینگ به جنبههای نظریتر زندگی مینگرد. او وقت خود را در آپارتمانشان میگذراند، کتاب میخواند و از پنجرهٔ پذیرایی به همسایگان نگاه میکند. به نظر میرسد الینگ نیازی به حضور دیگران ندارد. به همین دلیل وقتی مادرش ناگهان تصمیم میگیرد پسرش را به تعطیلات ساحلی در اسپانیا ببرد، با اکراه قبول میکند. بالاخره یک زن در این سن خوب است که مردی خوب کنار او باشد. اما آنچه الینگ نمیفهمد این است که مادر نه تنها پیر است بلکه بسیار هم بیمار است. در آخرین تعطیلات او سعی میکند به الینگ نشان دهد که زندگی بزرگتر از اتاق نشیمن است.