خط داستانی
تنگ پک-فو، چوک چی-سانگ، من چینگ-مینگ و چو مان-بون چهار مرد دانشمند معروف در چین میانه کلاسیک بودند. آنها با یکدیگر رابطه خوبی داشتند. یک بار، آنها به پیک نیک رفتند و به خانه راهب در کوههای فو-یاو سر زدند. در آنجا با خانم وزیر اعظم و همراهانش مواجه شدند. یکی از خدمتکاران به نام چائو هانگ بسیار جذاب بود. پک-فو به چائو هانگ علاقهمند شد و هر فرصتی برای نزدیک شدن به او را غنیمت شمرد و باعث خندههای زیادی شد. او حتی چائو هانگ را تا هان-چو دنبال کرد. وزیر اعظم به شدت به یک همکار کتابخانه نیاز داشت. پک-فو از این فرصت استفاده کرد و درخواست داد و پذیرفته شد. او سعی کرد با چائو هانگ قرار بگذارد وقتی که او روزی تنقلات به کتابخانه آورد. او او را به خاطر رها کردن آیندهاش سرزنش کرد. سه دوست پک-فو متوجه شدند که او ناپدید شده است. آنها به زودی متوجه مکان او میشوند. با کمک دختر دوم وزیر اعظم، دخترعموهای پک-فو... این دو عاشق در نهایت ازدواج میکنند.