خط داستانی
فیلم در خانه الکساندر مکآلیستر (لاوسون بات) در کالیفرنیای جنوبی آغاز میشود، جایی که او با اندرو هاید (مایلز مککارتی) که به معاملات نادرست متهم شده، روبرو است. الکساندر تهدید میکند که هاید را افشا خواهد کرد و هاید به او میگوید که بدترین کارش را انجام دهد. یک دوست بانکدار به مکآلیستر میگوید: "چرا ازدواج نمیکنی؟" آنها در آن شب بارانی با یک مهمان غیرمنتظره، یک خانم جوان به نام ژان اوگیلوی، دختر یک دوست اسکاتلندی از مکزیک، مواجه میشوند. او او را در خانهاش جا میدهد و بعداً اشاره میکند که او برای یک دختر اسکاتلندی پوست تیرهای دارد. "خورشید مکزیک،" او توضیح میدهد. "انتظار داشتم یک پیرمرد پیدا کنم،" ژان به خود میگوید.