الیسا
Élisa
الیسا به تازگی از مدرسه اصلاحی آزاد شده و در فروشگاه مادام ایرما کار میکند قبل از اینکه به پاریس برود، جایی که موفقیتش در حال افزایش است. در یک سفر به استانها، او با برنارد، یک مرد نابینا، آشنا میشود. آنها به زودی عاشق هم میشوند، اما الیسا فعالیتهایش را از او پنهان میکند. وقتی او متوجه میشود، به او ضربه میزند. وضعیت به سرعت وخیم میشود.