خط داستانی
لام هونگ که با صدای بلند میدان است با همسرش چینگ که به قمار و ناتوانی مالی مبتلاست و پسری به نام من دارند. دوست دختر فان هونگ، فِی، مدیر شبانهروز است و خواهر دگرباش او مویی یا میوئ به نظر میرسد که به سوی نابودی خویش میرود پس از رها شدن دوست دخترش مَی با پسری. می به همراه خبرنگار شایعات وا که او را برای عکاسی از پرش از ساختمان میفهماند درگیر میشود. هونگ از طرف مشتری همیشگی و پلیس یک پیشنهاد ازدواج میگیرد. مشکلات برای همه آنها از سوی سَعور، میلیاردر و باند فِرومِت ایجاد میشود. چینگ بدهی به سَعور دارد، او کلوبی را که فِی کار میکند اداره میکند و دختران چین را به بازار میآورد تا قیمتهای زنان خیابانی محلی را کاهش دهند. واو و میی به نوعی عاشق هم میشوند و واو قصد دارد با گزارش خود علیه سَعور و هممینویسها گرایش افکار عمومی را تغییر دهد.