خط داستانی
یک مدیر جوان تبلیغات به نام واتانن ناگهان شغل و زندگی خود را در هلسینکی ترک میکند و تصمیم میگیرد مدتی را در طبیعت فنلاند بگذراند. یک خرگوش زخمی که توسط خودرو آسیب دیده، همسفر او میشود. آنها در لاپلند فنلاند به دور از شلوغی زندگی میروند، اما به زودی با گروهی پر سر و صدا از گردشگران خارجی و میزبانان فنلاندی خودخواه مواجه میشوند. وقتی خرگوش بیمار میشود و نیاز به دامپزشک دارد، واتانن باید به شهر برگردد و در نهایت با انتخاب بین زندگی جدید و قدیمیاش روبرو شود.