خط داستانی
دوازده ساله نیک با عمو موری در کنار است، مردی با حال و هوای داستایوسکی مانند که امید دارد چیزی جرقه بزند. کارگر اجتماعی سر می رسد، عاشق موری می شود و تا حدودی نیز به نیک دل می بندد. مسئولان بهداشت کودک سعی می کنند موری را به مردی معمولی تبدیل کنند تا به او اجازه نگه داشتن نیک بدهند و پسر عموزاده که تا کنون به رویکرد خلاق عمو در زندگی افتخار می کرد، سعی می کند میانجیگری کند. اما وقتی موفق می شود، نسبت به آمادگی عمو برای تسلیم در برابر جامعه به منظور حفظ رابطه هشدار می یابد.