خط داستانی
در عشق با مردی که میخواهد پس از بازگشت از سفر دریایی با او ازدواج کند، دختر آوازخوان آنگلا بوت تلاش میکند شغل ناخوشایند خود را ترک کرده و به یک شهروند نمونه تبدیل شود. اما وقتی کارفرمایش از فسخ قرارداد او امتناع میکند، آنها با هم درگیر میشوند و او به طور تصادفی به او ضربه میزند. او شکایت میکند و ادعا میکند که او عمداً به او ضربه زده و او محکوم و به زندان فرستاده میشود. در حالی که نامزدش در دریا و خارج از تماس است، او از این میترسد که او فکر کند او او را رها کرده است زمانی که نتواند در تاریخ سال نو حاضر شود. یک زندانی پیر و مهربان، گرن، که به عنوان فراری معروف است، موافقت میکند که برای آنگلا نقشه فرار بکشد...