خط داستانی
این سه نفر کارگران یک شرکت حمل و نقل هستند و در یک شب بارانی برای جابجایی برخی زبالهها، از جمله یک زره، به یک خانه قدیمی و ترسناک فرستاده میشوند. این زره توسط روح تماشاچی تام تسخیر شده است که هیچ قصدی برای ترک کردن ندارد. روح تلاشهای این سه نفر را برای بردن زره خراب میکند، تا اینکه لیدی گودایوا ظاهر میشود و این دو با هم سوار میشوند.