خط داستانی
بازیگر صحنه ماریان تصمیم گرفته است که برای ازدواج با نجیبزاده ثروتمند مارکی Antoine de Fontaines، حرفهاش را رها کند. به عنوان هدیه عروسی، آنتوان به همسر آیندهاش یک گردنبند الماس با ارزش هدیه میدهد که توسط یک باند خلافکار مورد طمع قرار گرفته است. ژان، یکی از آنها، مأموریت دارد که به ماریان نزدیک شود و گردنبند را از او بدزدد. تنها مشکل این است که وقتی او با ماریان ملاقات میکند، او او را به عنوان مردی که روزگاری عاشقش بوده، شناسایی میکند.