خط داستانی
رمان عاشقانه جنگ جهانی دوم که در میدان گروسونور، معروف به خانه آیزنهاور، جایی که سربازان آمریکایی در لندن اقامت داشتند، اتفاق میافتد. نیگل عاشق هریسون است. سرباز میهنپرست دین جاگر به میدان میآید تا اوضاع را به هم بریزد. نیگل بریتانیایی و جاگر با هم درگیر میشوند و به یکدیگر علاقهمند میشوند. هریسون چه خواهد گفت یا چه کاری خواهد کرد؟ عواقب این وضعیت چه خواهد بود؟ آیا این سه نفر در نهایت به دو نفر تبدیل خواهند شد و کدام دو نفر در این داستان عاشقانه و جنگی بسیار میهنپرستانه؟