خط داستانی
زنی به نام زارا که در یک بار کار میکند، الکلی ناراضی است و مورد توجه بسیاری از مردان قرار دارد اما با رماننویسی به نام کارل سالتر زندگی میکند. روزی، تونی به املاک سالتر میآید و ادعا میکند که زارا در واقع ماریا، همسر دوست نزدیکش برونو است و میگوید که حافظهاش در طول جنگ جهانی اول از بین رفته است. زارا چیزی به یاد نمیآورد اما به همراه تونی میرود و این کار باعث ناامیدی سالتر میشود. برونو که اکنون افسر ارتش ایتالیا است، سعی میکند حافظه ماریا را در املاک بزرگش به یاد بیاورد. هیچکس واقعاً مطمئن نیست که آیا زارا همان ماریا است و وقتی سالتر با یک بیمار روانی از تریسته که ادعا میکند ماریا واقعی است، ظاهر میشود، همه در املاک برونو به شدت در جستجوی حقیقت هستند.