خط داستانی
سیبیل با جورج بروس، یک الکلی ۲۰ سال بزرگتر از خود، ازدواج میکند تا از خواهر فلجاش، هلن، و برادرش، جفری، حمایت کند. بروس به توجهات سیبیل به پزشک جوان، رابرت آکتون، حسادت میکند و وقتی بروس دچار حمله قلبی میشود و درخواست دیژیتالیس میکند، سیبیل اجازه میدهد شیشه بشکند و او میمیرد.