در بهار زندگی
Na Primavera da Vida
این داستان در شهر کوچک سائو ژوان، در مرز بین دو ایالت اتفاق میافتد. بازرس مالیاتی همیشه غمهای درونی خود را از دخترش که به طرز جذابی زیبا و جوان است، پنهان کرده است. این غمها ناشی از کاهش مرموز درآمد در اداره پست است که به دلیل فعالیتهای جنایی یک باند قاچاقچی به رهبری مردی باهوش، زیرک و ترسو به وجود آمده است. یک مهندس که برای دولت کار میکند به شهر سائو ژوان میآید. به طور غیرمنتظرهای، یک عاشقانه کوتاه بین او و دختر بازرس آغاز میشود. رهبر قاچاقچی نیز به این زن جوان علاقهمند میشود، اما او به او توجهی نمیکند. حسادت و سپس نفرت به وجود میآید.