دادگاه دامنها
Juicio de faldas
وقتی راننده کامیون منولو متهم به جرم سنگین از سوی زنی جوان از شهری نزدیک میشود، سرنوشت او در گروی تردید است. وارد میشود مارتا— وکیلهای تیزهوش و مصمم که درخشندگیاش به سرعت بیاعتمادی اولیه او را میشکند. در حالی که او لایههای رازهای کوچکشهر و شهادتهای متضاد را بررسی میکند، مارتا به گناهکار نبودن منولو باور مییابد. اما با شواهد غیرمستند که علیه او piling میشود، تنها راه رهایی پیدا کردن مقصر واقعی است—قبل از آنکه قانون راهی جز زندان یا ازدواجی که او قبول نمیکند، برایش انتخاب کند.