جان ونگراف
ونگراف با مهاجرت به انگلستان در سال 1933 در حالی که نازیها به قدرت رسیدند، در چند فیلم و همچنین در برخی از اولین برنامههای تلویزیونی زنده بیبیسی که تا به حال ارائه شده بود، بدون صورتحساب ظاهر شد، اما حرفهاش شروع به رو به زوال کرد. با این حال، در اواخر سال 1941، او این شانس را داشت که با هلن هیز در «شمعی در باد» در برادوی ظاهر شود و تصمیم گرفت بماند. سال بعد او به غرب رفت و برای همیشه در منطقه لس آنجلس ساکن شد. الفبازیکنی تیرهرنگ، چشم سرد، لبهای لاغر با هوای دقیق و دقیقی که در مورد او وجود داشت، او همواره خود را در نقش شخصیتهایی که از او متنفر بود، میدید. برخی از شرورتر او در فیلم هایی مانند همفری بوگارت کلاسیک صحرا (1943/I)، و همچنین پسری از استالینگراد (1943)، زندانی قایق زیرین (1944) و تا زمانی که دوباره ملاقات کنیم (1944) ظاهر شدند. در سال های پس از جنگ، او اغلب در حال به تصویر کشیدن متخصصان قومی (دانشمندان، پزشکان، متخصصان) دیده می شد.سورس، خانواده سلطنتی خارجی). برخی از تصاویر باکیفیت تری که او بهبود بخشید عبارت بودند از: Tomorrow Is Forever (1946). کنت فون پاپن در 5 انگشت (1952); و رونچین در موزیکال اتل مرمن مرا خانم صدا کن (1953). اگرچه ونگراف هرگز به رتبه اول شخصیتهای هالیوود نرسید، اما همچنان بازیکنی قوی و قابل اعتماد باقی ماند. در دهههای 1950 و 1960 او استعدادهای خود را به تلویزیون منتقل کرد و در تعدادی از ویترینهای نمایشی و چنین برنامههایی ظاهر شد.برنامه های معروفی چون "غیرقابل لمس" (1959)، "چشم هاوایی" (1959)، "مردی از U.N.C.L.E." (1964) و "تونل زمان" (1966). چند فیلم آخر او شامل نقشهای کوچکی در فیلمهای «قضاوت در نورنبرگ» (۱۹۶۱)، هیتلر (۱۹۶۲) و کشتی احمقها (۱۹۶۵) با مضمون جنگ بود. او در سال 1966 بازنشسته شد و در 4 می 1974 در سانتا باربارا، کالیفرنیا، در سن 77 سالگی درگذشت.