زندگی برای AI، کارمند سختکوش فروشگاه مواد غذایی، فقط یک چیز بعد از دیگری است. او به مشتریان خدمت میکند، اختلافات را حل میکند و به عنوان آرایشگر در فروشگاه کار میکند. او مشغول خدمت به مشتریان است که یک آقای مست وارد میشود و توجه میخواهد. او میپرسد آیا AI ماهی خشک دارد و وقتی AI اعتراف میکند که دارد، به او میگوید که به آنها نوشیدنی بدهد. سپس او خارج میشود و AI را شگفتزده میکند. چند دقیقه بعد، همان مشتری دوباره وارد میشود و میخواهد چند هلو کنسرو شده ببیند. AI یک قوطی به او میدهد اما او اصرار دارد که قوطیای را ببیند که سنگ بنای یک توده بزرگ و زیبا از قوطیهاست. AI این قوطی را از توده بیرون میآورد که بر روی زمین میافتد و مشتری سپس تصمیم میگیرد که این برند اشتباه است. یک فرد باهوش روستا وارد میشود و سعی میکند چند کوکی از یک بشکه بگیرد. اما AI با تجربهای که از لم دادن در فروشگاههای مواد غذایی دارد، تله موش را تنظیم میکند که عادت کوکیخواری را از بین میبرد.