خط داستانی
تعطیلات تابستانی در براندنبورگ تازه آغاز شده است، اما لیای ده ساله امسال به اردو نمیرود و با دوستانش نمیباشد. یک بعدازظهر او پنج پسر را میبیند که یک بشکه بزرگ روغن آبی را از روی نردههای یک کارخانه رنگی بالا میبرند و با بار خود با یک تریلر دوچرخه میروند. کنجکاوی لیای جوان برانگیخته میشود. در اولین فرصت، او پسرها را دنبال میکند و متوجه میشود که آنها بر روی یک دریاچه کوچک یک قایق ساختهاند. این قایق متعلق به پسرهاست و تحت هیچ شرایطی دخترها اجازه ورود به گروه آنها را ندارند. اما لیای جوان به شدت میخواهد بخشی از آن باشد و آنها را به یک چالش دعوت میکند. به زودی تابستان پر از ماجراجویی میشود.