خط داستانی
مایفاای پاتکادات گروه مافیایی است که به رهبری دوئی و سه پسرش کندهرا رومه جودی است. دوئی احساس می کند پیر شده و میخواهد کندهرا وارث کسب و کار خانوادگی شود. بنابراین از کندهرا میخواهد همسر آینده پیدا کند. بعدا کندهرا با سلما آشنا میشود؛ پلیسی که اغلب مخفی کار میکند. رابطه کندهرا و سلما رفته رفته پرشور میشود اما هردو هویت حقیقی خود را از یکدیگر پنهان میکنند. کندهرا ادعا میکند که در بنیاد اجتماعی کار میکند در حالی که سلما میگوید کارمند مدنی است. اما وقتی سلما بالاخره فاش میکند که مأمور پلیس مخفی برای کشف گمرک، فرار مالیاتی و گروههای مافیایی است، کندهرا شوکه میشود. سلما هم از فهم هویت واقعی کندهرا شوکه میشود. با این حال، کندهرا به سلما وعده میدهد که اگر او هرگز او را به جرم گیر بیندازد، خودش میتواند او را بازداشت کند.