خط داستانی
سالومی، معلم سابق، دائماً پسرش جیا را در مورد اخلاق و بی تفاوتی نسل مدرن نصیحت میکند. جیا دیدگاههای مادرش را کهنه میداند. برای کمک به روشن شدن ارزشهای جیا، سالومی از همسرش واختنگ کمک میگیرد. پس از صحبت با پسرش، واختنگ متوجه میشود جیا مردی با اخلاق است که مطابق با زمانه زندگی میکند. با این حال بیماری سالومی موجب بی نظم شدن ساختار خانواده میشود. پدر و پسر تصمیم میگیرند رویای سالومی را عملی کرده و او را به سفری به لتونی ببرند.