ایریس
Iris
ماریای هفت ساله که در جزیره اوستیگا زندگی میکند تولد مادرش را فراموش کرده است و هنگامی که برادرانش با دو دسته گل وحشی به او هديه میدهند، به یاد میآورد. برای جبران، بلافاصله دست به خرید ارکیدههای بنفش میزند که در بازار بندر دیده بود. خوشبختانه فروشنده گل هنوز مقداری باقی دارد اما ماریا تنها برای یک ارک را پول دارد