خط داستانی
یک همسر تنها با یک بازیگر مسافر فرار میکند و پسرش را با خود میبرد اما دخترش را پشت سر میگذارد. پسر، بایرون بنت، بزرگ میشود و در مایویل با یک گروه تئاتر گیر میکند. برای به دست آوردن پول کافی برای ترک شهر، آنها به آتشنشانی محلی یاد میدهند که چگونه یک نمایش اجرا کنند. در حالی که دختر زیبای روستا، گریس جساپ، در حال یادگیری بازیگری است، یکی از اعضای گروه سعی میکند او را فریب دهد. بایرون، با دانستن نیت آن مرد هرچند گریس نمیداند، دنبالش میکند و او را خفه میکند.