خط داستانی
سانا پیرک هنوز در روستای کوهستانی گشاید زندگی میکند. در کریسمس فرزند و همسرش با فرزندانشان به دیدنش میآیند. همزمان کوهنوردان کشف هولناکی انجام میدهند. جسدی از یخهای یخچال آلپ پیدا میشود. این مرد مارتین است که سالها پیش جان سانا و برادرش را نجات داده بود. نوههای سانا مشتاق شنیدن کل داستان هستند و سانا برایشان از دو روستای دشمن گشاید و میلزدورف و نجات معجزهآسای از میان یخ و برف در کریسمس میگوید.