خط داستانی
مادر به بیمارستان میرود و پدر در خانه میماند تا از نوزاد مراقبت کند، و او در تغذیه، حمام کردن و تعویض پوشک او دچار مشکلات زیادی میشود و هر کاری که انجام میدهد به فاجعهای تبدیل میشود. سرانجام، پس از ساعتها کار طاقتفرسا، نوزاد خوابش میبرد و پدر از بیمارستان میشنود که همسرش او را پدر سه قلوها کرده است. او سپس به بیرون میرود و شروع به تیراندازی به لکلکهای در حال عبور میکند.