خط داستانی
آن و لور، همسایه ها و بهترین دوست ها، کمی تا نوجوانی شان به دبیرستانی در راهبان می روند جایی که آن ها قسم خورده اند گناه کنند و شیطان را خدمت نمایند. آن دفترچه خاطرات SECRET خود را نگه می کند، آن ها کتابی مادون را می خوانند، همکلاسی را در دردسر می اندازند، به راهبان نگاه می کنند، قرصِ شام را کنار می گذارند و با هم پیمان می بندند.