خط داستانی
مائوگورزاتا جوان زندگی بسیار کسلکنندهای به عنوان صندوقدار دارد. یک روز یک دزد با شلیک گلوله به ماشین بانک او، راننده و دو نگهبان را میکشد و پولها را میدزدد. پلیس متوجه میشود که اسکناسهای دزدیده شده در یک استراحتگاه مد روز خرج میشوند. تنها راه پیدا کردن جنایتکار این است که مائوگورزاتا را با یک تعطیلات ساحلی در کنار یک کاپیتان خوشتیپ به عنوان برادرش همراه کنند.