راز هلن ماریمن
The Secret of Helene Marimon
در پایان جنگ بزرگ، ژاک تایلاندیر زخمی تحت مراقبت هلن ماریمن زیبا قرار میگیرد و عاشق او میشود. او از او پنهان میکند که شوهرش رفیق او در خندقهاست و تنها زمانی حقیقت را فاش میکند که از مرگ ماریمن مطلع میشود. هلن خشمگین او را طرد میکند. پس از سالها، ژاک دوباره ظاهر میشود تا بداند هلن روزی به او دختری داده است. هلن، که نمیخواهد چیزی به دختر جوانش دومینیک بگوید، مردی را که دوست دارد مجبور به ترک کشورش میکند. دومینیک نه تنها مادرش را به صحبت وادار میکند، بلکه آنهایی را که سرنوشت از هم جدا کرده، دوباره به هم میرساند.