جزیره شگفتی
The Island of Surprise
رابرت لاول به منشی پدرش، دوروتی آردن، عاشق میشود و با او به طور مخفیانه ازدواج میکند، با وجود تلاشهای پدرش و شریک تجاریاش، دانیل کاسلیس، برای ترتیب دادن یک ازدواج با دختر دانیل که او نیز دوروتی نام دارد. وقتی شرایط باعث میشود که این سه جوان در یک جزیره تنها در اقیانوس آرام گرفتار شوند، مشکلاتی پیش میآید، به ویژه زمانی که باب دچار ضربهای میشود که به طور موقت حافظهاش را از دست میدهد و نمیتواند به یاد بیاورد کدام دوروتی همسرش است! اما در نهایت همه چیز خوش پایان مییابد.